ماه : مرداد ۱۳۹۹

نقاط حجامت در بدن

حجامت، شفایِ دردهاروایات شریفه، متذکر نقاط حجامت شده‌اند و حجامت را متناسب با نوع بیماری، بر اکثر اعضای بدن تقسیم نموده‌اند. اکنون نقاط حجامت، مطابق جداول معینی به ترتیب آورده می‌شود. فضیلت و منافع حجامت سر در روایات خاصه و عامه آمده و برخی اطباء آن را بسیار نافع می‌شمرند. روایت شده که پیامبر اکرم(ص) نیز چنین حجامتی نموده است.
حجامت نَقَرَه (گودی گردن): این حجامت، جانشین فَصْد اَکْحل است و باعث جلوگیری از سنگینی ابروان و سبکی پلک‌ها می‌شود و برای ناراحتی‌های چشم و بدبویی دهان و مشکلات بینائی نافع است.
حجامت کتف: (مهره‌های میان دو شانه) این حجامت جانشین فصد باسلیق است و برای درمان درد شانه و حلق نافع است.
حجامت اخدعین (دو رگ گردن): جانشین فَصْد قیفال است و موجب رفع سرگیجه می‌شود و برای اعضای سر انسان مثل صورت و دندان‌ها و ریشه دندان و گوش‌ها و چشم‌ها و حلق و بینی نافع است. باید توجه داشت چنان‌چه حجامت توسط خودآگاه و به اصطلاح متخصص صورت نگیرد، ممکن است عوارض منفی درپی داشته باشد، که به چند مورد آن اشاره می‌شود:
حجامت گردن: باعث فراموشی می‌گردد؛ چنانچه گفته‌اند، انتهای مغز آدمی، محل حافظۀ آدمی است و بر اثر حجامت، تضعیف می‌گردد.
حجامت کتف و شانه: باعث ضعف دهانۀ معده (مری) می‌شود.
حجامت اخدعین ممکن است منجر به سرگیجه ‌شود.
برای رفع این عوارض، بایستی حجامت گردن را کمی پایین‌تر از محل انجام داد، و حجامت کتف را اندکی بالاتر؛ اما اگر به منظور درمان سرفه و خلط خونی حجامت انجام می‌شود، بایستی اندکی پایین‌تر از محل انجام شود.
حجامتی که روی کتف و بین ران‌ها انجام گیرد، برای بیماری‌های عفونی سینه و آسم، نافع است، منتها باعث ناتوانی معده و تپش قلب می‌گردد.
حجامت ساق: جانشین فَصْد پاشنۀ پا می‌باشد و باعث تصفیه و پاکیزگی خون درمان و مشکلات قاعدگی می‌گردد.
این نوع حجامت برای زنان سفیدپوست که دارای پوکی استخوان و خون رقیق می‌باشند، از فَصْد صافن بهتر است.
حجامت زیرچانه: برای بیماری‌های دندان‌ها و صورت و حلق نافع است و سر و چانه‌ها را پاکیزه می‌سازد.
حجامت مهرۀ کمر (سه بند): برای پیشگیری از دمل‌های ناحیۀ ران و جرب و بثورات پوستی و نقرس، بواسیر و واریس و مشکلات مثانه و رحم و خارش پشت و ران نافع می‌باشد. این نوع حجامت ـ با تیغ یا بدون تیغ ـ فواید مزبور را دربر دارد، گرچه تأثیر آن با تیغ قوی‌تر است، ولی در بیماری‌های دیگر، انجام آن بدون تیغ، کارآیی بیشتر دارد.
حجامت بخش قدامی ران (جلوی ران): جهت دردهایی همچون ورم بیضه و زخم‌های ران و ساق مفید است.
حجامت بخش خلفی ران: کاربرد آن برای رفع اماس و زخم‌های ناحیۀ نشیمنگاه می‌باشد.
حجامت زیر زانو: برای ضربات زانو ناشی از غلبۀ اخلاط گرم و نیز برای زخم‌های کهنه و جراحات قدیمی ساق و پا مفید است.
حجامت کعبَین (قوزک پا): کاربرد آن برای درمان آمنوره (فقدان و قطع خون قاعدگی) و دردهای سیاتیک و نقرس می‌باشد.
حجامت ورک (بالای ران): برای درمان سیاتیک و دررفتگی مفصل نافع می‌باشد.
حجامت بین زانوان: برای درمان دردهای ران و مفصل ران و بواسیر و هماتوم و نقرس نافع است.
حجامت پشت پا: جانشین فصد صافن (پاشنۀ پا) است و محل آن روی رگی در زیر استخوان کعب است و برای درد ران‌ها و ساق‌ها و قطع قاعدگی و خارش‌های زنانگی نافع است.
حجامت زیر سینه: برای رفع دمل‌های ران و جرب و امراض پوستی و نقرس و بواسیر و مرض واریس و خارش پشت نافع است.
تمام انواع حجامت در زمانی باید انجام شود که خون به جوشش و غلیان درآید. حجامت بعد از غذا خوردن نیز برای دردهای داخل بدن و فساد حیض نافع می‌باشد.
با بررسی و تحقیق پیرامون بسیاری از روایات و نظریات دانشمندان، اختلافاتی در زمینۀ تعیین محل حجامت مشاهده می‌شود، و این نشانگر آن است که حجامت، مکان و نقطۀ مشخص و معینی در بدن ندارد، ولی با تلاش و تجربه می‌توان به تشخیص دقیق این نقاط دست یافت.
برخی تحقیقات پزشکی بر این اشاره دارند که حجامت ۹۸ محل و موضع دارد، ۵۵ موضع آن در پشت و ۴۳ موضع دیگر در صورت و شکم قرار دارد. برای درمان هر بیماری، نقاط معینی از جسم انسان برای حجامت در نظر گرفته شده که مهم‌ترین آن محل‌ها که نقطۀ اشتراک در همه بیماری‌ها نیز هست، مهره‌های میان دو شانه است و این همان محلی است که همواره حجامت‌گران از آن‌جا آغاز می‌‌کنند.
علت فراوانی نقاطی که در آن‌ها حجامت انجام می‌شود، به خاطر کثرت کارکرد و تأثیرات آن بر روی بدن می‌باشد، چون حجامت روی خطوط انرژی در بدن، انجام می‌شود و این خطوط همان نقاطی است که در طب سوزنی چنین کاربردی دارد. اکنون دریافته‌اند که نتایج و فواید حجامت، ده برابر بهتر از کارکرد طب چینی است. چه بسا علت بدان جهت است که در طب سوزنی، سوزن روی نقاط ریزی کار می‌کند، حال آن‌که کارکرد حجامت روی دایره‌ای متمرکز است که قطرش تقریباً ۵ سانتیمتر می‌باشد.
ابوالقاسم خلف الزهراوی، متوفی ۴۰۴ قمری در کتاب خود «التصریف لمن عجز عن‌التألیف» نقاط و محل‌های حجامت را با این عبارات، معین و مشخص نموده است: «مکان‌های انجام حجامت در بدن که به وسیلۀ تیغ و خارج ساختن خون انجام می‌شود، ۱۴ محل است:
۱ـ نقره، آن‌جا انتهای سر (گودی گردن) است؛
۲ـ کاهل؛ آن‌جا همان وسط گردن (میان دو شانه) است؛
۳ـ اَخدعَین؛ آن دو طرف گردن و پهنۀ آن است؛
۴ـ ذقن: آن زیر زنخدان یا همان فک پایینی دهان است؛
۵ـ شانه‌ها؛
۶ـ عُصعُص؛ روی استخوان دنبالچه کمر؛
۷ـ زندین؛ محل آن وسط بازوان است؛
۸ـ ساق‌ها؛
۹ـ پاشنه‌های پا.
وی آن‌گاه به شرح بیماری‌های مختلفی می‌پردازد که به وسیلۀ حجامت کردن، درمان می‌شوند و درمان آن با محل‌های حجامت در ارتباط است؛ به عنوان مثال می‌گوید: حجامت دو طرف گردن برای تسکین دردهایی مثل سردرد و چشم درد و تنگی نفس و درد شقیفه (گیجگاه) و دردهای ریشۀ دندان‌ها مفید است؛ نیز در مورد حجامت استخوان دنبالچه می‌گوید، این نوع حجامت برای رفع بواسیر مقعد و زخم‌های نشیمنگاه نافع است؛ سپس در همان فصل به چگونگی انجام حجامت می‌پردازد و می‌نویسد که ابتدا مَحجمه (ابزار حجامت) خالی باید روی محل قرار داده شود و به آرامی عمل مکش صورت گیرد. قرار دادن آلت حجامت طولانی نشود، بلکه با سرعت گذاشته شده و سریع هم برداشته می‌شود تا اخلاط خون از هر سوء به شکل یکسان جذب شوند و این عمل را تکرار کند. آن‌گاه محل را بازدید کند، اگر قرمز شده و ورم کرده و سرخی خون پدیدار شده، در این لحظه، تیغ را می‌زند و آرام آرام عمل مکش را تکرار می‌کند. حجامتگر باید به حالت افراد و بدن‌ها بنگرد. هر فردی که گوشت نرم و متخلخل دارد، از این حجامت درد می‌کشد.» اجرای حجامت به علت فوران و تحریک خون، همیشه صورت می‌گرفته و بیشتر به وسیلۀ تیغ در دو ناحیۀ پشت گردن و شانه‌ها بوده است. «ابن سینا» در کتاب «قانون» خود به برخی از درمان‌های پزشکی خود به حجامت نیز اشاره کرده است.

برگرفته از کتاب حجامت شفای دردها

ساندويچ زير ميکروسکوپ

hambergerاندازه
دور همبرگرها و ساندويچ‌هاي بزرگ را خط بكشيد؛ حتي اندازۀ متوسط اين­جور غذاها هم توصيه نمي‌شود. بهتر است ساندويچ را خودتان درست کنيد، حداقل مي‌دانيد چه مي‌خوريد و محتواي آن از چه موادي درست شده است. ساندويچ گوشت (گوشتي که معلوم نيست از کجا و از چه موادي تهيه شده) به علت داشتن اسيد چرب اشباع و نمك زياد، سبب افزايش فشار خون و ابتلاي شما به بيماري‌هاي قلبي مي‌شود. كاهش مصرف غذاهاي سرخ شده، استفاده از روغن‌هاي كنجد و زيتون به جاي ساير انواع روغن‌ها و به صورت کلي، كاهش مصرف ساندويچ مي‌تواند در كاهش احتمال ابتلاي شما به فشار خون مؤثر باشد. متخصصان تغذيه مي‌گويند: رشد آمار سرطان‌هاي معده و روده در طي سال‌هاي اخير، به طور عمده به علت استفاده بي‌رويه از ساندويچ‌ها بوده است. تركيبات نمك و ساير مواد نگه دارنده در اين نوع غذاها سلامت شما را تهديد مي‌كند. افراد سوداگر، سود خويش را در کاهش کيفيت مواد غذايي و منفعت بيشتر مي‌دانند اين است که بهداشت و سلامت مردم براي آنها اهميتي ندارد!

سس‌هاي خوشمزه، اما شيميايي!
بيشتر طرفداران ساندويچ، آن را با سس قرمز و معدودي نيز با سس سفيد ميل مي‌كنند و در كل، آنها را چاشني اين غذا مي‌دانند. از آنجا كه اين سس‌‌ها نمك و چربي فراواني دارند، مصرف آن براي كساني كه تصميم به لاغر شدن دارند و يا از بيماري‌هايي نظير فشار خون، جوش صورت يا چربي خون بالا رنج مي‌برند، توصيه نمي‌شود. حداقل زيان استفاده از سس‌ها، اشتهاآوري و خوش­خوراك كردن ساندويچ‌ها است كه موجب مي‌شود فرد بيش از پيش ساندويچ بخورد! اگر نمي‌توانيد آن را حذف كنيد، بهتر است سس گوجه فرنگي مصرفي‌تان را در خانه تهيه كنيد. به علاوه، مصرف سس­ها بستگي به گلوتامات سديم دارد كه يك مادۀ شيميايي است و آب و رنگ سس­ها را تشكيل مي­دهد.

سبزيجات
سبزيجات موجود در ساندويچ‌ها و همبرگرها، هرچند كه بخش سالم آن به شمار مي‌آيد، ولي در بيشتر رستوران‌ها به خوبي شسته و ضدعفوني نمي‌شود و در اثر زياد ماندن، اكسيده مي­شود؛ بنابراين ممكن است باعث بيماري‌هاي انگلي شود. ساندويچ‌هايي كه در خانه تهيه شده و سبزيجات آن به خوبي شسته و ضدعفوني شده، به مراتب سالم‌تر هستند.

نان ساندويچ
در تهيۀ ساندويچ­هاي خانگي، بهتر است كه از نان‌هايي كه با آرد كامل (آرد سبوس‌دار) تهيه شده‌اند و اندكي تيره‌تر هستند استفاده شود، چون اين نان‌ها حاوي فيبر بالايي بوده و ارزش غذايي مطلوبي دارند. از نان‌هاي سفيد نبايد در تهية ساندويچ استفاده شود.

چربي ترانس
چربي حاصل از مصرف فست‌فودها، نسبت به چربي موجود در ساير غذاها، چاق­كننده‌تر است. ۹۵ درصد فست‌فودها، چربي ترانس دارند و در روغن‌هاي هيدروژنه سرخ مي‌شوند و به همين دليل خطر بيماري‌هاي قلبي ـ عروقي، سكته‌هاي قلبي و مغزي فشار خون و ديابت را افزايش مي‌دهند.

نوشابه
مصرف نوشابه‌هاي گازدار علاوه‌بر داشتن قند زياد و مواد مصنوعي، خون را نيز اسيدي كرده و به سلامت عمومي بدن صدمه مي‌زند. گاز موجود در اين نوشابه‌ها كه ناشي از وجود اسيد فسفريك مي­باشد، موجب خروج كلسيم از استخوان‌ها شده و به پوكي استخوان و شكستگي‌هاي مكرر در افراد به‌ويژه زنان ميانسال مي‌انجامد. افرادي كه به‌طور مداوم، هفته‌اي چهار بار يا بيشتر از نوشابه‌هاي گازدار استفاده مي‌كنند. به‌طور قابل ملاحظه‌اي نسبت به بقية افراد، تراكم استخوان كمتري دارند. متخصصان توصيه مي‌كنند كه والدين، فرزندان خود را از سنين كودكي به نوشيدن اين نوشابه‌ها عادت ندهند تا در روند رشد اسكلتي و تودۀ استخواني آنها اختلالي رخ ندهد. اسيدي شدن خون ناشي از مصرف نوشابه‌ها، و آب­ميوه­هاي مصنوعي موجب فرسايش مفاصل شده و به انواع دردهاي استخواني نيز مي‌انجامد. شرح ماجرا را در صفحات بعد به دقت مطالعه فرماييد!

برگرفته از کتاب فست فودها (سم فودها)؟! نوشابه‌های گازدار

استفاده از عنبر نسارا

unnamedدر کتب داروسازی طب قدیم، خواصّ دارویی انواع مدفوع و ادرار انسان و حیوانات مختلف شرح داده شده است. جالب آنجاست که این آثار درمانی به طور مکرّر تجربه شده و در بسیاری موارد، گره‌گشای درمان بیماری‌هایی بوده‌اند که در حالت عادّی درمان آنها بسیار سخت است؛ برای مثال با مراجعه به یادداشت‌های دکتر عبدالله احمدیه، مواردی متعدد را می‌توان یافت که دردهای شدید مفصلی و روماتیسمی را با ضماد سرگین گاو درمان نموده‌اند. در کتب طبی قدیم، حتی آثار استفادة خوراکی از این داروها هم ذکر شده است، امّا از آنجا که استفادة خوراکی آنها در فقه ما حرام است ـ به استثنای ادرار شتر که با رعایت شرایط و از نظر بعضی فقها، قابل شرب است ـ ترجیح می‌دهم كه از این موارد عبور کنم و به سایر خواص عنبر نسارا بپردازم.
دود دادن عنبر نسارا مانند اسفند در محیط‌های بسته مثل فضای خانه، اثر میکروب‌کشی قوی دارد و انجام گاهگاه این کار به ویژه در فصول سرد سال، تأثیری قابل توجّه در کاهش موارد بروز بیماری‌هایی مثل سرماخوردگی بر جا می‌گذارد. با این کار می‌توان از افزایش بار ویروس در فضای محل زندگی کاست. استنشاق دود عنبر نسارا یکی از راه‌های مناسب برای درمان سینوزیت‌های مزمن و حاد و سرما خوردگی است. این کار در درمان سردردهای کهنه نیز مؤثر است. عنبر نسارا را در یک اسفند دود کن ریخته و روی شعله کم قرار دهيد، آنگاه دود متصاعد شده را به‌طور عمیق استنشاق کنید. به روش‌های زير می‌توان از عنبر نسارا برای کمک به درمان صرع استفاده کرد:
استنشاق عصاره خشک آن با سرکه؛استفاده از آب عنبر نسارای خشک بر روی انواع زخم‌های تازه علاوه بر کمک به بهبودی آن‌ها، خونریزی آن‌ها را نیز متوقف می‌کند.

برگرفته از کتاب دانش خانواده 

اطفال و پرورش آنان

شیوه-تربیت-کودکانجهت عمدة زن خواستن مردان براي تحصيل فرزند است و علي‌الرسم تمام زنان بايد بروند به بتكده. ربة اطفال كه شبيه به زني است و آن را «كوانين» مي‌گويند يك تاي كفش آن را گرفته به خانه آورده و ستايش مي‌كنند تا زن بار گرفته بزايد. پس از يافتن فرزند، يك جفت كفش نو تقديم آن ربه مي‌نمايند. براي آگاهي و امتحان كه زن آبستن پسر مي‌زايد يا دختر، بامداد، زن لباس شوهرش را پوشيده و به سر چاهي كه نزديك به خانه است رفته و سه بار از طرف دست چپ به دور چاه مي‌گردد. اگر در رفتن و آمدن كسي را نبيند جنين را پسر و الا دختر مي‌دانند. مثل هنود براي دفع جن و ديو، رشتة‌ قرمزي بعد از تولد بچه به گردن و دست او بسته و تعويذ و طلسم‌ها به طفل مي‌آويزند. هر بچه‌اي كه بدخو و شرير است به ضرب‌المثل مي‌گويند فراموش كرده‌اند كه ريسمان قرمز به دستش ببندند. اعتقاد دارند كه ريسمان قرمز و تعويذ، طفل را از شر ديو و جن و اخلاق نكوهيده و بيماري‌ها مي‌رهاند. يك سال كه از عمر طفل بگذرد آن روز را جشن گرفته در اين جشن بايد تمام خانواده هديه‌ها براي طفل بياورند و با تمام خويشاوندان و آشنايان به خوشي گذرانيده و او را به مدفن نياكان و پدران برده سرش را تراشيده نامگذاري مي‌كنند و اين اسم شيرخوارگي بدين نام‌هاست: احمق كوچك، دربدر، كك، پشه، كثيف، سگ و امثال اينها. و طفلان را به اين قسم اسامي حقير و خفيف مي‌كنند كه از آسيب ديو و جن محفوظ ماند. در ولادت لباس كهنة پيران سالخورده را به بچگان مي‌پوشانند كه او نيز به كمال پيري برسد. هر مولودي كه پسر باشد پدر و مادر و تمام خويشاوندان خوشحال‌اند و به عكس آن از دختر اندوهگين. گاهي دختران را در آب انداخته مي‌كشند. اگر چه از جانب حكومت ممانعت مي‌شود و براي نهي اين كار زشت اعلان‌هاي زياد بدين عنوان: «اميدواريم كه در اين تالاب به هيچوجه دختران را غرق نكنند!» در روي سنگ حجاري كرده و در كنار آبگيرها و بركه‌ها نصب نموده‌اند. پاره‌اي مردمان فرومايه دختران خود را مي‌فروشند و مي‌گويند براي چه دختران را با مخارج و زحمت بزرگ كرده و در موقعي كه كارآمد است به شوهران واگذار كنيم؟! بعضي مردمان خيرخواه نوعدوست، خانه‌هاي مخصوصي براي نگاهداري و پرورش اين گونه دختران كه بايد كشته يا فروخته شوند ساخته و آنان را در آنجا نگاهداري مي‌كنند. هر طفلي كه بميرد آن را در كهنه‌اي پيچيده مي‌برند در خارج شهر در دخمه‌اي كه مخصوص اطفال ساخته شده مي‌اندازند. دخمة برج مانندي در خارج شهرها ساخته شده كه او را روزنه‌هاي زياد است و از آن روزنه‌ها مرده بچگان را به درون دخمه مي‌اندازند. مردن پسران خردسال يكي از مصائب عظيم آنان است و مردن طفل را از ديوان و جنيان مي‌دانند. و چون طفل قوة ايستادن يافت چهارچوب مخصوص دارند كه طفل را در آن مي‌گذارند كه از افتادن ايمن باشند. در زمستان طفل را در سبدي كه از كاه ساخته شده گذاشته و در زير آن منقلي از آتش مي‌گذارند. چون طفل راه برود او را از شير باز مي‌گيرند و پس از آن غذايي از برنج كه تُنُك پخته باشد بدو مي‌خورانند. سر پسران را مي‌تراشند جز قدري از وسط، و پس از بلند شدن به يك يادورشته بافته از عقب سر مي‌آويزند و گاهي هم از كلاه بيرون آورده به طرف پشت آويخته است. مردمان شمالي آنجا در زمستان به قدري جامه‌هاي متعدد كلفت به طفل مي‌پوشانند كه بيچاره از سنگيني آنها نمي‌تواند حركت بكند و شبيه به بالشي است. در تابستان اطفال را براي رفع گرما برهنه نگه مي‌دارند.
در ميان اطفال آنجا سواي گوي بازي، تمام بازي‌هائي كه در مشرق معمول است كرده مي‌شود. تمام مردمان به تماشاي بازي خيمه شب‌بازي زياد رغبت دارند و اين بازي به شدت در آنجا شايع است حتي در سراي سلطنت. بازي ديگر پرانيدن طياره (بادبادك) است كه تمام اهالي طياره‌ها به اشكال حيوانات و طيور به رنگ‌هاي گوناگون ساخته چنانچه روزها آسمان آنجا از اين طياره‌هاي مختلف‌الشكل و شبها از روشنائي چراغ‌هاي ستاره مانند كه به ريسمان‌هاي طياره‌ها مي‌بندند و درخشان است بي‌تماشا نيست و گاهي طياره‌ها را شبيه به خيل كبوتر ساخته و با يك ريسمان مي‌پرانند. روزي كه بناي پرانيدن طياره‌ها است روز نهم از ماه نهم شمسي است كه آن يكي از روزهاي جشن است كه بايد تمام مردم از خانه و شهر خارج و به صحرا رفته تا شام را به خوشي و طياره بازي بگذرانند. براي اين جشن و خارج شدن از شهر حكايتي دارند و مي‌گويند در روزگار پيشين پارسائي گوشه نشين به كسي گفته بود كه در روز نهم از ماه نهم شمسي از آسمان بلائي بر تو و خانوادة تو فرود مي‌آيد. آن بيچاره همان روز بامداد با خانوادة خود از شهر فراراً به صحرا رفت. شباهنگام كه به خانه برگشت تمام حيوانات خانواده را مرده يافت.

برگرفته از کتاب مرآة الشرق (آداب و سنن قديم چين)

آغاز کودتای ۲۸ مرداد

139206161621529871118664دکتر غلامحسین صدیقی، وزیر کشور دولت مصدق، در خاطرات خود از جزئیات تظاهرات کودتاچی‌های ۲۸ مرداد چنین می‌نویسد:
«دکتر مصدق به من دستور داد که سرتیپ شاهنده را به ریاست شهربانی منصوب کنم. حکمش را صادر کردم و برای او فرستادم. در این اثنا خبر رسید که در چند جای شهر، دسته‌های دویست و سیصد نفری، با همکاری افسران و سربازان، با کامیون‌ها و وسایل ارتشی، بر ضدّ جناب آقای دکتر مصدق و دولت تظاهرات می‌کنند و به نفع شاه و به مخالفت با رئیس دولت شعار می‌دهند و نیز خبر رسید که جمعی به تلگرافخانه هجوم برده، می‌خواهند تلگرافخانه را اشغال کنند و دسته‌ای دیگر، در حدود سیصد نفر از خیابان باب همایون، به مقابل وزارت دادگستری و از آنجا به میدان جلوی وزارت کشور و بازار آمده‌اند. جمعی در سه چهار کامیون نشسته، شعار می‌دادند و به آهستگی حرکت می‌کردند و عده‌ای مردم سر و پا برهنه، به دنبال و پیرامون آنها می‌دویدند و فریاد می‌کردند و به نفع شاه شعار می‌دادند و یک کامیون پاسبان هم با آنها بود که در سر پیچ خیابان جلوی وزارت کشور به طرف مشرق پیچیده، برابر در استانداری تهران توقف کرد و تظاهرکنندگان به طرف مغرب متوجه شدند و به راه خود به‌صورت پراکنده ادامه دادند. چون من خود این منظره را از پنجرة اتاق وزارت کشور دیدم، به فرماندار نظامی تلفن کردم و از او پرسیدم که علت این اغتشاش و بی‌نظمی چیست و چرا حرکت این دسته‌ها را مانع نمی‌شوید؟ او در جواب گفت ما به سربازان خود اطمینان نداریم. عده‌ای را که برای جلوگیری تظاهرات این دسته‌ها می‌فرستیم، با آنها همراه می‌شوند، من یقین کردم که نقشه‌ای در کار است و کسانی هستند که بازیگر و بازی‌گردانند.
ساعت ۱۱ صبح آقای نخست‌وزیر تلفنی به من گفتند با مطالعاتی که کرده‌ام، مقتضی است دستور بدهید ریاست شهربانی کل را به تیمسار سرتیپ «محمد دفتری» بدهند و فرمانداری نظامی هم به عهدة او واگذار شده است و او فعلاً در شهربانی است. من با اینکه از تغییر فوری تصمیم قبلی راجع به سرتیپ شاهنده و انتخاب سرتیپ دفتری و صدور این دستورهای متناقض، در چنان اوضاع و احوال متعجب و متوحش شدم، ناچار به ملاحظاتی که در چنین اوقات رعایت آن واجب است، حکم سرتیپ دفتری را نوشتم و برای وی فرستادم. بعد شهردار تهران، آقای دکتر سیدمحسن نصر به من تلفن کرد و به فرانسه گفت که جمعی به شهرداری هجوم آورده و فعلاً در دالان و سرسرا هستند و سربازان اقدامی نمی‌کنند. من آنچه فرماندار نظامی گفته بود به وی گفتم و دستور دادم که با تدبیر، هرچه می‌‌دانند و می‌توانند بکنند و از تجاوز به اتاق‌ها و دفاتر، با وسایل داخلی و خارجی جلوگیری کنند… در این موقع بار دیگر تظاهرات در مقابل وزارت کشور تکرار شد و مقارن ظهر، جمعیت که در این وقت به حدود پانصد تن رسیده بود، داخل ادارة تبلیغات شد. عده‌ای از آنان به اتاق‌ها رفتند و دفاتر و اوراق را به هم ریختند و بیرون رفتند».

درگیری مسلحانه
وزیر کشور دولت مصدق، دکتر غلامحسین صدیقی در خاطرات خود از روز چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و وخامت اوضاع در شهر تهران می‌گوید:

صدای تیر و تفنگ و توپ متناوباً شنیده می‌شد. تلفن صدا می‌کرد، خواستیم برخیزیم، آقای نخست‌وزیر گفتند بمانید و منگنه پای تلفن را فشار دادند تا ما هم صدای طرف مقابل را بشنویم. سرتیپ ریاحی رئیس ستاد بود. گزارش داد که بلواکنندگان نقاط حساس شهر را گرفته و مرکز بی‌سیم را اشغال کرده‌اند. خوب است اعلامیه دستور ترک مقاومت صادر بفرمایید. آقای نخست‌وزیر گفتند: آقا چه اعلامیه‌ای؟ سرتیپ ریاحی با حالت گریه‌گونه‌ای با کلام مقطع گفت: جناب آقای نخست‌وزیر، مصلحت در این است و حالا تیمسار سرتیپ فولادوند به خدمت جنابعالی می‌آیند، قول ایشان را مانند قول یک مشاور بپذیرید. ما از یان نحوة بیان دانستیم که ستاد ارتش را نیز اشغال کرده‌اند و سرتیپ ریاحی گرفتار است و این مطالب را به دستور دیگران می‌گوید. صدای تیر و تفنگ و گلولة توپ که تقریباً از بیست و پنج دقیقة قبل، یعنی از حدود ساعت شانزده شنیده می‌شد، رو به شدت و توالی نهاد. ما از اتاق آقای نخست‌وزیر به خارج می‌رفتیم که اطلاعی از بیرون کسب کنیم. بار دیگر که به اتاق نخست‌وزیر وارد شدیم و سرهنگ عزت‌الله ممتاز، فرمانده تیپ کوهستانی که مأمور حفظ انتظام و دفاع در پیرامون خانة نخست‌وزیر بود، وارد شد و به نخست‌وزیر گفت: قوای مخالفان رو به تزاید است و من مصصم هستم همانطور که به من مأموریت داه شده است، تا پای جان وظیفة سربازی خود را انجام دهم. بیان این افسر، در چنین وقت، با وضع خاصی که او مطلب خود را ادا کرد، تأثیر عجیبی در حضار کرد. همگان او را تحسین کردند و او خارج شد. شلیک تیر شدت یافت و گلوله‌ای به پشت در شمالی بالای سر آقای نخست‌وزیر خورد، ایشان با تذکار حضار برخاستند و روی صندلی که در سمت شرقی اتاق بود، نشستند. در حدود ساعت شانزده و چهل و پنج دقیقه سرتیپ فولادوند وارد اتاق شد و روی صندلی عسلی کنار تختخواب نشست و گفت: «با وضع فعلی، ادامة تیراندازی دو دسته نظامیان به یکدیگر بی‌نتیجه است و موجب اتلاف نفوس می‌شود و برای جنابعالی و آقایان، خطر جانی دارد. اعلامیه‌ای صادر بفرمایید که مقاومت ترک شود». آقای نخست‌وزیر فرمودند: من در اینجا می‌مانم. هرچه می‌شود، بشود. بیایند و مرا بکشند. سرتیپ فولادوند از جا برخاست و ایستاده با حال مضطرب‌گونه‌ای گفت: «آقا، جنابعالی به فکر ساکنان و آقایان باشید. جان اینها در خطر است…» و چون در این وقت شلیک تیر تقریباً متوالی بود، او پس از هر صدایی سراسیمه حرکتی مخصوص که دور از تصنع نبود، می‌کرد و قول قبل خود را با تغییر کلمات تکرار می‌کرد. سرانجام گفت: «من چه کاری بود که کردم. کاش این مأموریت را قبول نمی‌کردم» و باز مصرّانه تقاضای صدور اعلامیة مطلوب را تجدید کرد.

کشتار پی در پی
علی بهزادی، روزنامه‌نگار آن دوره، در کتابی که خاطرات او را در خود دارد، پیرامون متلاشی‌شدن شبکة نظامی حزب توده و محاکمات آن‌ها در دادگاه‌های فرمایشی می‌نویسد:
در سال ۱۳۳۳ به دنبال توقیف یک افسر به‌نام سرگرد عباسی که دربارة خود او، طرز دستگیری او، چمدان او که حاوی نام افسران توده‌ای بود، و عاقبت کار او شایعات زیادی بر سر زبان‌ها بود، نام و مشخصات تمام اعضای شبکة نظامی حزب توده به دست مأموران فرمانداری نظامی بختیار افتاد و حدود ششصد افسر و به روایتی بیش از هزار درجه‌دار که عضو سازمان نظامی حزب توده بودند، دستگیر شدند و بلافاصله محاکمة سریع و سرّی این افسران آغاز شد. محاکمه در دادگاه‌های فوق‌العاده نظامی انجام می‌گرفت. برای آنکه محاکمه و اجرای حکم به‌سرعت انجام گیرد، روش کار چنین بود:
نخست متهمین را به گروه‌های ۱۲ـ۱۰ نفری تقسیم می‌کردند.
بلافاصله دادگاه بدوی محاکمة گروه اول را آغاز می‌کرد.
۴۸ ساعت بعد، دادگاه بدوی رأی خود را دربارة متهمین گروه اول صادر می‌کرد. همه محکوم به اعدام شده بودند.
بلافاصله پروندة گروه اول به دادگاه تجدیدنظر می‌رفت و دادگاه بدوی مشغول رسیدگی به پروندة گروه دوم می‌شد.
۴۸ ساعت بعد اعلام می‌شد دادگاه تجدیدنظر رأی دادگاه بدوی را دربارة اعدام متهمین گروه اول تأیید کرده است. همزمان سخنگوی دادگاه بدوی اعلام می‌کرد که حکم محکومیت متهمین گروه دوم صادر شده است. بیشترشان محکوم به اعدام شده بودند.
به این ترتیب چرخ‌ها بدون لحظه‌ای توقف می‌چرخیدند. متهمین، اول روانة دادگاه بدوی می‌شدند، سپس به دادگاه تجدیدنظر می‌رفتند، آنگاه عازم میدان تیر می‌شدند. هر مرحله بیش از ۴۸ ساعت طول نمی‌کشید. در آغاز، همة متهمین محکوم به اعدام می‌شدند، ولی در اثر فشار افکار عمومی در جهان و نارضایتی مردم در ایران، از گروه‌های بعدی عده‌ای محکوم به اعدام و جمعی به حبس‌های طولانی محکوم می‌شدند. نارضایتی مردم ـ اعم از چپ و راست‌ ـ از اعدام این افسران که بیشترشان جوان و همه تحصیل‌کرده بودند، زیاد بود، ولی در آن حال و هوای توده‌کشی، کسی را یارای اظهارنظر نبود، به‌ویژه که دولت عده‌ای از وکلا، سناتورها و روزنامه‌نویس‌ها را وادار کرده بود علیه این افسران نطق کنند، مقاله بنویسند و مردم را از کشتار و خونریزی‌هایی که قرار بود در صورت موفقیت این گروه در کشور روی بدهد و چوبه‌های داری که بنا بود بر پا شود، بترسانند.

برگرفته از کتاب خاطرات خواندنی از رجال عصر پهلوی

خواص هندوانه

3722817133109182776527140102224190234209140هندوانه دارای ویتامین های A، B است. که برای تولید انرژی بدن حیاتی هستند. متخصصین تغذیه معتقدندکه هندوانه منبعی بسیار خوب از ویتامین‌های B6، B1، منیزیم تیامین، پتاسیم و منیزیم است که از بدن در برابر بیماری های گوناگون محافظت می کند.همچنین این میوۀ لذیذ  دارای اسید آمینه ای به نام سیترولین و موادی به نام کاروتن ، لیکوپن و نوعی قند به نام مانیتول می باشد. فواید هندوانه برای سلامتی بسیار زیاد است. بهترین آنتی اکسیدان ها در هندوانه یافت می شود .هندوانه مانند گوجه فرنگی حاوی  ، آنتی اکسید انی  به نام لیکوپن(از خانوادۀ کاروتن)  است که در از بین بردن اثرات آنتی اکسیدان‌ها مفید است. از طرف دیگر مشخص شده که کاروتن که تنها در مواد غذایی با رنگ روشن یافت می شود در کاهش خطر ابتلا به سرطان و بهبود بیماری‌های قلبی‌ کمک می‌کند .جالب است بدانید که هندوانه تنها میوه ای است که نسبت به سایر میوه ها و سبزی ها از مقداری بیشتر بتاکاروتن بهره مند است. خوردن چند قاچ هندوانه می تواند به طرز شگفت انگیز باعث افزایش میل جنسی در زنان شود. اگر روزانه به میزان ۶ لیوان آب هندوانه میل شود،مشکل جنسی مردان در برطرف می شود پژوهشگران دانشگاه (A&M)تگزاس اظهار داشتند خوردن هندوانه مانند ویاگرا، اثراتی مثبت بر روی عروق خونی سراسر بدن دارد و می تواند باعث افزایش میل جنسی شود. برخی از کارشناسان ،هندوانه را به نام ویاگرای جدید معرفی می کنند. هندوانه حاوی اسید آمینۀ سیترولین  است. این اسید آمینه به بهبود جریان خون بدر اندام‌های جنسی کمک می کند. مقادیر زیاد سیترولین  در هندوانه باعث افزایش میل جنسی و بهبود خلق و خو می شود؛ همچنین سیترولین  برای بهبود وضعیت سیستم قلبی و عروقی مفید است، به رگ های خونی کمک  می کند که در نتیجه موجب افزایش میل جنسی شود.
هندوانه حاوی آرژینین است که در رفع ناتوانی جنسی برای مردان مؤثر  است. دانشمندان ترکیباتی در هندوانه یافته اند که موجب اتساع  عروق خونی و افزایش میل جنسی می شود. پژوهشگران مرکز تحقیقات دانشگاه تگزاس می گویند آرژنین موجود در هندوانه موجب افزایش اکسید نیتریک عروق می شود که برای درمان اختلالات جنسی و افزایش میل جنسی مؤثر است؛ همچنین  این ماده با افزایش اسید نیتریک ،باعث شل شدن عروق خونی گشته که ویاگرا در درمان اختلال نعوظ و پیشگیری از آن عمل می کند. افزایش اکسید نیتریک در درمان آن دسته از اختلالات روانی که به روان شدن جریان خون نیاز دارد کمک می کند. هندوانه برای ورم مثانه مفیدبوده ولیکوپن موجود در آن از بروز سرطان پروستات جلوگیری می کند. بر طبق گفتۀ دانشمندان خوردن هندوانه باعث ایجاد آرامش در سیستم قلبی وعروقی شده وبه باز شدن عروق خونی کمک می کند. خوردن هندوانه  همچون ویاگرا تغییراتی را در عروق خونی  بدن ایجاد می کند باعث افزایش میل جنسی می‌شود.پژوهش های اخیر نشان داده است که این میوه همان اثر قرص های renowned pill( نوعی قرص شبیه ویاگرا را به روی سیستم بدن دارد. هندوانه به علت داشتن کبالت، پتاسیم، منگنز و منیزیم در شمار بهترین خوراکی های تصفیه کنندۀ خون و درمان کنندۀ ناراحتی های کلیه و کبد قرار می گیرد. این میوه آبدار به دلیل داشتن مواد معدنی مفید، کلیه را فعال تر نموده و برای افرادی که  به نارسایی کلیه مبتلا می باشند اثری شفابخش دارد.  مخلوط هندوانه همراه با سکنجبین ،درمان کنندۀ یرقان و دفع کنندۀ  سنگ کلیه است.هندوانه در برطرف کردن اختلالات کلیه، فشار خون بالا، دیابت، مشکلات قلبی، گرمازدگی، ناتوانی و ضعف جسمی و … مؤثر است بدن را تازه و شاداب  می کند.

توصیه های مهم
هندوانه را باید همیشه بین دو غذا یعنی تقریبا سه ساعت بعد ازیک وعدۀ غذا و یک ساعت قبل از وعدۀ دیگر استفاده کرد؛زیرا اگر بلافاصله بعد از غذا خورده شود باعث اختلالدر هضم  غذا خواهد شد.
هندوانه برای افراد گرم مزاج بسیار خوب است.
مصرف هندوانه همراه انگور موجب سوء هاضمه می گردد..
هندوانه را نباید با میوه های دیگر مخلوط کرد، زیراباعث نفخ شکم می‌شود.
هندوانه برای افراد سرد مزاج و آنهایی که دارای معدۀ سردی هستند، مناسب نیست. اینگونه افراد اگر می خواهند هندوانه بخورند باید همراه آن شکر ، عسل
یا گل قند بخورند.
ضروری است اشخاصی که معده و روده های ضعیفی در مصرف این میوه احتیاط نمایند .
در هنگام خرید هندوانه دقت داشته باشید که هیچ آسیبی در هیچ نقطه ای از این میوه وجود نداشته باشد. هنگام انتخاب هندوانه دقت کنید پوستی محکم و یک دست داشته باشد؛ .هندوانه باید نسبت به اندازه ای که دارد سنگین‌تر باشد.
زیاده روی در مصرف هندوانه مفید است زیرا موجب نفخ و ضعف نیروی جنسی شده،همچنین برای طحال نیز مضر می باشد.

برگرفته از کتاب نیروی جنسی سالم آرزوی همه

چگونه با کودک و نوجوان ارتباط برقرار کنیم؟

9390908_510گفتیم که کودک و نوجوان به‌عنوان بخشی از انسان‌ها، موجودات اجتماعی هستند و مانند سایر افراد خواسته و نیازهای اجتماعی دارند که باید برای رفع آن­ها در جامعه چاره­جویی شود و این مهم تنها با برقراری ارتباط با دیگران ممکن خواهد بود. اهمیت ارتباط نیز بررسی پوشیده نیست. امّا برقراری ا ارتباط مؤثر و موفق با این قشر، شیوه و روش خاص دارد؛ چون نیاز، درک و فهم و سن آنان موجب رفتار خاصی می­شود. ازاین­رو لازم است متناسب با ویژگی­های هر گروه سنی با آنان ارتباط برقرار شود. برای برقراری ارتباط با هر گروه سنی باید اصول و ویژگی­های گروه­های سنی موردنظر را شناخت؛ مثلاً باید دانست که چه واژگان و چه موضوعات وجه شیوه­ای متناسب با هر گروه سنی است و فراخور همان سن از واژگان پایه­ی همان گروه سنی بهره جست.منظور از «واژگان پایه» مجموعه واژگانی است که اکثر قریب به اتّفاق یک گروه سنی توانایی درک معنی آن رادارند. این نکته یکی از نکات مورد توجّه در ایجاد محدودیت و ویژگی­های خاص در برقراری ارتباط و ادبیات کودک و نوجوان است. علاوه بر محدودیت‌های یادشده، به هنگام برقراری ارتباط با دیگران، ممکن است: هردو هم­زبان باشید و با کلمات بتوانید ارتباط برقرار کنید. ( استفاده از نمود آوایی یا گفتاری زبان).هم­زبان نباشید و شما با حرکات به او بفهمانید که چه می­خواهید. (استفاده از نمود حرکتی یا اشاره­ای زبان). با اشاره به شئ یا وسیله­ای، نظرتان را بیان کنید. (استفاده از نمود اشاره­ای زبان). با کشیدن شکل، خواسته­ی خود را بیان نمایید. (استفاده از نمود دیداری یا تصویری زبان).
در هر ارتباطی از پنج‌پایه یا رکن استفاده می­شود که عبارت‌اند از:
ارتباط گیرنده(دهنده):کسی که برای رفع نیاز خود با دیگری ارتباط برقرار می­کند ؛ معلّم ، تابلوی راهنمایی و…
مخاطب ارتباط: کسی یا چیزی که مورد توجّه ارتباط گیرنده است و نیاز او را رفع می­کند؛ فراگیر، راننده و…
وسیله و شیوه­ی ارتباط: ابزار یا روشی که ارتباط گیرنده برای رفع نیاز خود بدان متوسّل می­شود؛کتاب، تابلو و…
پیام ارتباط: منظور و هدف برقراری ارتباط از سوی ارتباط گیرنده؛ آموزش، موضوع تابلوی موردنظر و …
بازخورد ارتباط: نتیجه و تأثیر برقراری ارتباط در مخاطب ارتباط؛ یادگیری، رعایت مقرّرات و کاهش تصادفات و …
همان­طور که می­بینید در یک کلاس درس معلّم، ارتباط گیرنده، فراگیران، مخاطب ارتباط، کتاب، تخته، گچ و…، وسیله­ ی ارتباط و موضوع تدریس، پیام ارتباط و میزان یادگیری فراگیران و تغییر رفتار بازخورد ارتباط محسوب می­شود.

برگرفته از کتاب نگاهی بر ادبیات کودک و نوجوان

جنگ تحمیلی

جنگ تحمیلیبعد از ظهر روز سی ویکم شهریور ماه ۱۳۵۹برابر با ۲۲ سپتامبر۱۹۸۰ میلادی بود که با شنیدن صدای غرّش هواپیماها و انفجارهای پی در پی به پشت پنجره‌ی غربی طبقه‌ی پنجم ساختمان رفتم، و به سایه روشن‌های آبی رنگی که آسمان را فرا گرفته بود، نگاه کردم. مشاهده نمودم از مکانی در غرب تهران، دود وغبار متراکمی به هوا برخاسته و در حال گسترش است. پنجره را بازکردم و سرم را تا کمر از پنجره بیرون بردم و جمعیت خیابان را تماشا کردم. جمعیت به روال عادی و به آرامی در حرکت بودند و تغییری در آن‌ها ندیدم. در آن موقع به هر چیزی فکر می‌‌‌‌کردم به جز بمباران فرودگاه مهر آباد. وقتی هم از خانه بیرون رفتم، بازار شایعات داغ داغ بود و مردم کوچه و بازار، ضد انقلاب داخلی تا کشور‌های غربی را عامل تهاجم می‌‌‌‌دانستند. به زودی و با شنیدن اخبار رادیو، مشخص شد هواپیماهای عراقی، هم زمان به ده هدف نظامی و غیر نظامی ایران از جمله فرودگاه اهواز، چند نقطه‌ی شهر تبریز، فرودگاه همدان و پایگاه هوایی نوژه، فرودگاه‌های بوشهر و آبادان، کرمانشاه و جزیره‌ی مینو حمله کرده، و نیروی زمینی آن کشور هم تهاجم گسترده‌ای را در مرز‌های غربی و جنوبی کشور عزیزمان آغاز کرده‌اند. با شنیدن این خبر، سینه‌ام از هیجان، مانند دَمِ کوره‌ی آهنگری بالا و پایین می‌‌‌‌رفت. انگار توی قفسه‌ی سینه‌ام نوعی سنگینی، و توی سرم همهمه ایجاد شده بود. داشتم خفه می‌‌‌‌شدم. این تهاجم در حالی اتفاق افتاده بود که تنها ۱۹ ماه از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می‌‌‌‌گذشت، و روزهای شاد هفته یکی پس از دیگری، آرام آرام روی خطی مستقیم پیش می‌رفتند؛ یکنواخت، منظم و عادی؛ آن روز هم یکی از همان روزهای خوش و ملایم پاییزی بود که این اتفاق افتاد.
لازم به یاد آوری است که زمانی قبل از آن، روابط دو کشور به شدت تیره شده بود، ولی در حدی نبود که منجر به جنگی تمام عیار و همه جانبه‌ی زمینی، هوایی و دریایی آن هم از طرف کشوری همسایه همچون عراق بشود. باز هم زمانی پیش از آن، صدام در مقابل دوربین تلویزیون بغداد، قرار داد سال ۱۹۷۵ الجزایر را با این ادعا که کشورش مالک مطلق اروند رود است، و جزایر سه گانه‌ی ایران در خلیج فارس به اعراب منطقه تعلق دارد، نه به ایران، پاره کرده بود. عراق در آن زمان با برنامه‌ریزی و حملات از پیش تعیین شده، مجهز به تجهیزات پیشرفته‌ی جنگی، از عنصرغافل‌گیری استفاده کرده بود. دولت ایران نیز در برهه‌ی زمانی خاص بعد از انقلاب به سر می‌‌‌‌برد، و با مشکلات اقتصادی و روحیه‌ی خاص مردم، عده‌ی کم و پراکنده‌ی نیروها، وضعیت نامناسب صحنه‌های نبرد و کمبود نیروهای آماده به کار جهت فداکاری درگیر بود، و حالا نیز از هر جهت غافلگیر شده بود. این اتفاق در زمانی بود که نیروهای مسلح ایران، انتظار جنگ را نداشتند و از آمادگی لازم جهت رویارویی در نبردی گسترده و بزرگ، برخوردارنبودند، اما با این وصف، کوچک‌ترین نشانی هم از ضعف نداشتند. این وضعیت عجیبی بود که مردم عادی را به دفاع جانانه و همه گیر از کشور تشویق و ترغیب می‌‌‌‌کرد، زیرا در اینجور مواقع، بی‌تفاوت بودن، فرار کردن از واقعیات، و ترسیدن یا به گوشه‌ای خزیدن و عمری را همچون خرگوش در سوراخی پنهان شدن، از نظر مردم ایران بی معنا و غیر قابل تصور می‌نمود. این واقعیت را می‌بایست پذیرفت که در زمین، هوا، آسمان و دریا، هرلحظه و هرجا، بزرگ، کوچک را، قوی، ضعیف را، و ظالم، مظلوم را می‌‌‌‌بلعد و از بین می‌‌‌‌برد، بنابراین برای زنده ماندن باید از دشمنت قوی‌تر باشی و اگر بخواهی سرت بر بدنت و قلبت در سینه‌ات بماند و بتپد، باید بجنگی.
روز اول مهرماه، ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که در حملات متقابل به مواضع دشمن، ۱۱ فروند هواپیمای میگ عراقی سرنگون شده و ۴ فروند ناوچه‌ی موشک انداز آن کشور غرق شده است. از طرف دیگر، ارتش آماده و تا دندان مسلح عراق نیز در اولین روزهای حمله، مناطق وسیعی در حدود۱۳۶۰۰ کیلومتر از خاک ایران را اشغال کرده بود، و به سرعت در حال استحکام مواضع به دست آمده بود. امروزه با نگاه به گذشته می‌توان متوجه شد که وقایع غیر منتظره در هر زمان بسیار محتمل است. می‌گویند، گذشته چراغ راه آینده است. آیندگان بایستی بدانند که پدران و مادرانشان در آن شرایط سخت و طاقت فرسای جنگ تحمیلی، چه فدا کاری‌ها و از خود گذشتگی‌هایی را نشان داده‌اند تا نسل‌های آینده این میراث ارزشمند را گرامی داشته و حافظ ارزش‌های متعالی آن باشند.

برگرفته از کتاب دفاع مقدس

سبک و آداب غذا خوردن ما ایرانی‌ها

7891647_300سبک و آداب غذا خوردن ما ایرانی‌ها برتری‌ها، مزایا و ویژگی‌هایی گنجانده شده که برگرفته از سنت و آموزه‌های دینی‌مان است که  توجه به آن سهم بسزایی در حفظ سلامت و ایفای شخصیت ما دارد که متاسفانه این آداب و آموزه‌های ارزشمند در حال تعریف و تغییر بوده و نیاز به احیا دارد. نسل جوان ما تقریباً با آن سفره هایی که روی زمین پهن می‌شد و خانواده دور آن می‌نشستند، بیگانه است و در نتیجه بعضی آداب صحیح غذا خوردن به سبک ایرانی و اسلامی را نیز نمی‌دانند. اغلب جوانان ما به غذاهای فرنگی و سرپایی که اغلب ساندویچی است و در سینی‌های تک نفره ارائه می‌شود عادت کرده‌اند، سفره جای خود را به میز، و غذاهای اصیل و سنتی ایرانی جای خود را به غذاهای  کنسروی و فرنگی داده ضمن این که آداب خوردن غذاهای فرنگی جایگزین آداب غذاهای اصیل ایرانی شده است، اما آیا می‌دانید. بر طبق آموزه‌های دینی و تغذیه‌ای غذا خوردن دور سفره چه آدابی دارد؟ بد نیست بدانید بر اساس تحقیقات انجام شده هنگامی که با افراد مورد علاقه‌مان به خصوص همسر، فرزند و پدر و مادر غذا می‌خوریم هورمون‌هایی در بدن ترشح می‌شود که به هضم و جذب غذا کمک کرده و از استرس و اضطراب می‌کاهد.

سر سفره به حقوق یکدیگر احترام بگذاریم
شاید افرادی را دیده باشید که در یک مهمانی هنگام خوردن غذا آداب صحیح یا حریم ادب را رعایت نمی‌کنند یا به غذاهایی که در جلوی آنان قرار  گرفته قانع نیستند و مدام در حال تقلا برای رسیدن به بهترین و بیشترین سفره هستند یا دیده‌اید کسانی را که مدام در حال شمارش لقمه غذای دیگران و به استهزا گرفتن آنان هستند. در این خصوص اهل بیت(ع) ضمن این که بر حضور جمع خانواده کنار سفره تأکید فراوانی داشته‌اند آداب مخصوصی را نیز رعایت می‌کردند. از جمله این که پیامبر (ص) افراد را از نگاه بیش از اندازه به لقمه و دهان دیگران بر سر سفره بر حذر می‌داشتند، چرا که این نگاه آن‌ها را معذب کرده و آرامش فرد را برای خوردن سلب می‌کند. از این رو  ایشان برای ایجاد فضایی آرام و خودمانی، اغلب سفره‌های دراز بر پا می‌کردند و به کسانی که روبه رویشان می‌نشستند غذا تعارف کرده و همین طور لقمه‌ای برای آن‌ها می‌گرفتند و هیچ عجله‌ای برای کنار کشیدن از سفره از خود نشان نمی‌دادند و همیشه صبر می‌کردند سفره به طور کامل جمع شود و بعد بلند می‌شدند، اما نکته مهمی را که حضرت رسول در مورد آداب سفره بسیار جدی مطرح کرده‌اند آن است که هنگام پهن شدن سفر هر کس باید هر آنچه را که پیش رویش گذاشته شده بخورد و باید به حقوق دیگران در آنچه در سفره غذاست احترام بگذارد. در غیر این صورت سبب بروز بد دلی و تنفر در اطرافیان می‌شود و این درست مصداق افرادی است که وقتی با میز یا سفره ای پر از غذا مواجه می‌شوند با حالتی تهاجمی به دنبال بهترین و بیشترین سفره‌اند.

«بسم‌الله» و «الحمدالله» یادمان نرود
هر فرد معتقد به خداوند موظف است هنگام شروع به خوردن غذا نام خداوند را با گفتن بسم‌الله و برزبان بیاورد. خواه مسلمان باشد یا غیرمسلمان همان عبارتی که بدون اغراق بیشتر ما در کنار سفره و با دیدن غذاهای رنگارنگ گفتن آن را فراموش می‌کنیم، اما باید بدانیم خداوند تعالی می‌فرماید آنچه را که نام خدا بر آن برده نشده، تناول نکنید. سنت پیامبر(ص) هم بر این بود که هر چیزی را که می‌خواستند میل کنند- حتی مقدار کمی نمک – بسم‌الله می‌گفتند. پس بهتر است بر سفره غذا بسم‌الله با صدای بلند گفته شود، چرا که نه تنها بلند گفتن آن مستحب است بلکه دیگران به خصوص نسل جوان امروزی را در صورت فراموشی به یادآوری وا  می‌دارد و هنگامی که از غذا خوردن فارغ شدید الحمدالله  بگویید و شکر نعمت جای آورید و همچنین از میزبان تشکر کنید. این را هم بدانید قبل از خوردن  غذا باید دست‌ها و دهان را با آب بشویید و خشک کنید، زیرا رعایت نکردن بهداشت و سبب برز بیماری و تنفر افرادی می‌شود که با شما سر یک سفره غذا می‌خورند.

برگرفته از کتاب دانش خانواده 

چرا تندرستي خوردنی است

چرا تندرستي خوردني است

سهم بزرگي از تندرستي مربوط به خوردني‌هاست. هر چيز را نمی‌توان خورد و براي همه‌ی عمر هم در سنين متفاوت، نمی‌توان همه‌ی خوردنی‌ها را به حسب عادت غذايي مصرف کرد. از زماني که متولد مي‌شويم، تا پايان عمر، ۱۰۰ هزار مرتبه غذا می‌خوریم که معمولاً شامل ۶۰ تا۷۰ تن خوراکي می‌شود؛ يعني هر سال حدود ۱۰۰۰ (هزار) کیلو. در ۴۰ سال اخير به‌تدريج عادت و محتواي سفره‌ی غذايي ما کاملاً متحول و متفاوت شده است. برنج و سیب زميني جايگزين بخش عمده اي از مصرف گندم و نان شده، که آن هم همانند گذشته، سبوس‌دار نيست، يعني فاقد مواد فيبري است که در نتيجه، درصد زيادي از مردم، دچار يبوست و ضعف گوارش شده اند. با کاسته شدن ارزش طبيعي غذايي نان، بر مصرف مواد نشاسته‌اي خالص، قند و شکر تصفيه شده، انواع چربی‌ها و حتي در مواردي پروتئين، اضافه گرديده است. تغذيه‌ی خوراکي‌هاي تصفيه و تبديل شده، بيماري‌هايي را به‌وجود آورده که می‌توان به برخی موارد زير اشاره کرد:
کرم خوردگي يا پوسيدگي دندان حتي در ميان کودکان؛اضافه وزن در ميان کودکان و افراد مسن و بيماري‌هاي گوارشي؛ بيماري رماتيسم، آرتروز، آرتريت؛ فشار خون بالا، سکته‌هاي پيش بيني نشده، بيماري‌هاي قلب و عروق حتي در ميان جوانان؛ سنگ کيسه‌ی صفرا، سنگ کليه؛ بيماري نقرس؛ ضعف نيروي جنسي نزد زنان و مردان؛ افزايش سرطان‌ها در زنان، و پروستات در مردان.
در اثر سوء تغذيه و خوردن غذاهاي غيرطبيعي و تبديلي، هزاران نفر در سال به علت مبتلا به بیماری‌های گوناگون از چرخه‌ی فعاليت کار و زندگي به حاشيه‌ی جامعه رانده می‌شوند و به انواع اعتياد از جمله الکل و مواد مخدر روي می‌آورند. سال‌هاست که ثابت شده آلودگي محیط زيست و مواد شيميايي به‌کار برده شده در خوراکی‌ها، به‌تدريج و خزنده اثرات گوناگون بيماري‌ها را در بدن ما بروز می‌دهند. در بسياري موارد، حدود ۲۰ سال طول می‌کشد تا بيماري ظاهر گردد، و در مورد سرطان‌ها تا ۳۰ سال زمان می‌برد. در واقع، اکثر بيماري‌ها از نيمه‌ی دوم عمر ظاهر می‌گردند. افراط و تفريط در خوراکی‌ها، نوشیدنی‌ها و دوري از طبيعت و عدم رعايت تعادل در کليه‌ی امور زندگي روزمره، موجب اختلال در روند‌ هارمونيک اندام‌هاي بدن می‌گردد. در حال حاضر، بيش از ۲۰ هزار نوع خوراکي در فروشگاه‌های کشورهاي غرب وجود دارد که کم و بيش به‌تدريج وارد بازار مصرف کشور ما نيز خواهد شد. روند صنايع غذايي طوري است که پیش‌بيني شده در آينده‌ی نزديک، هر سال ۱۰ هزار محصول جديد وارد بازار مصرف گردد (who). تمام اين خوراکی‌های آماده، حتي ۴۰ درصد ارزش واقعي و غذايي طبيعي خود را ندارند. در سال‌هاي اخير، عرضه‌ی محصولات ارگانيک کشاورزي ـ هر چند محدود ـ جايگاه خود را در تغذيه‌ی روزمره‌ی مردم بسياري از کشورها، به ويژه کشور ما پيدا کرده است. محصولات غذايي طبيعي، ارگانيک يا غذاي سالم) هر چه باشند، اگر در چرخه‌‌ی صنايع غذايي قرار گيرند، حالت طبيعي و ارزش غذايي واقعي خود را از دست می‌دهند؛ همانند چغندر قند ارگانيک که تبديل به قند و شکر می‌شود. مصرف اين نوع شيرینی‌‌ها در بسياري از خوراک‌ها از جمله نوشابه و انواع بيسکویت‌ها، بستني و شيرينی‌‌ها و غیره پنهان و آشکارا وجود دارد که سهم زيادي در بروز چاقي و بيماري قند و مشکلات قلبي و عروق مردم دارد. نان و برنج فاقد سبوس يعني نشاسته‌ی خالص هم ضرر و زيان زيـادي به سلامتي انسان می‌رسانند. در حال حاضر در اروپا در قفسه‌ی خوراکی فروشگاه‌‌ها اصطلاحي از جمله: (WELLNESS FOOD) (DESIGN FOOD) (CONVENIENCE FOOD) (ENERY FOOD) (NOVEL FOOD) به چشم می‌خورد.با کاربرد انواع رايحه، رنگدانه‌ها و مزه دهنده‌ها، محصولات غير طبيعي شده و فريبنده را به خورد مردم می‌دهند. متأسفانه پای اين نوع کالاها در کشور ما نیز باز شده است. طراحان صنايع غذايي، به‌جاي غذاي پُرمحتوا، صحبت از (STYLE) می‌کنند.
امروزه بيش از ۶۰۰۰ نوع مواد عطري در دسترس مصرف کنندگان است. تخمين زده می‌شود بر روي کره‌ی زمين، حدود ۴۰۰ هزار رايحه‌ی مختلف وجود دارد (۱) که شامه‌ی آدمي، ‌قادر به تشخيص و تفکيک همه‌ی آن‌ها نيست. درصد زيادي از انسان‌ها، حسّ بويايي تکامل يافته‌ای ندارند. شهرنشينی، ارتباط بين رايحه‌ها، رنگ‌ها و ذائقه را ضعيف کرده و حتي در حس‌های ۵گانه اختلال به‌وجود آورده است. اين پديده به‌شدت در شهرهاي آلوده از مواد حاصل از ضايعات صنعتي و در يک کلام مه دود (SMOG ) نگران کننده تر است. در اين گونه شهرها، از پروانه‌ها خبري نيست و بسياري از پرنده‌ها از ترس عقيم شدن، از فضاي شهري مهاجرت نموده‌اند. با ترفندهايي حساب شده، صنايع غذايي با کار برد اين رايحه‌ها، شامه‌ی آدمي‌ را وادار به خوردن ناخوردنی‌ها می‌کنند.
عطر، ابتدا در مصر باستان کشف گرديد و از قرن ۱۶ ميلادي در اروپا راه يافت و توسعه و تنوع پيدا کرد. ترديد نبايد کرد که عطرها و اسانس‌های طبيعي (از گياهان مختلف) اثر گسترده اي در زندگي آدمي‌دارند؛ عطرها هم می‌توانند از بيماري پیشگیری کرده، و هم به‌عنوان دارو در روح و روان آدمي‌تأثير گذار باشند. فردي که غذاي طبيعي می‌خورد، تمامي ‌مواد مورد نياز بدنش در اين نوع غذاها وجود دارد. بدن انسان نيازمند مواد مضاعف دست ساز انسان نيست. براي نمونه، آويشن باغي به تنهايي دارای بسيار غني از مواد ثانویه‌اي است که هم عطر و رايحه دارد و هم مواد تنظیم کننده‌ی متابوليسم و نهايتاً ترکيبات ضدباکتري و غيره. براي نمونه می‌توان موادي را که در يک برگ کوچک آويشن باغي وجود دارد، به قرار زير نام برد:
آلانين، اسانس آنتولول، آپي ژنين و يتامين c، بتاکاروتن، کامفن، اسيد کلروژن، کري زوربينول، آربيود بکتي اول، اويژنول، اسيد فرول، اسيد گاليک، گاما ترپنين، اسيد ايزويکو کمروژن، ايرواوي ژنول، ايزوتي مونين، کامفرول، لوته اولين، منونين، ميرسين، ميرسي تين اسيد، لبنياليل استات، اسيد کافيک (قهوه) اسيد لابيات، اسيد لورين نارين ژنين، اسيد رزمارين، سلن، تانين، يتيدل، تريپتوفان، اسيد لورزول، اسيد ونيل لين، ۴ تريپتيول.
مصرف آويشن باغي جزو گياهان دارويي، ادویه‌اي و نوعي چاي عصرانه در اروپاست و هنگام بروز بيماري‌هاي گريپ و سرماخوردگي و مشکلات تنفسي، به‌صورت دارو مصرف می‌شود. سؤال اين است، در حالي که طبيعت، هزاران نوع از اين فراورده‌هاي خوراکي را به ما ارزاني داشته، چرا بايد صنايع غذايي، به کاربرد مواد مصنوعي و شيمي‌خالص روي بياورد. بتاکارتين موجـود در هويـج، ماده اي ضد سرطان است که به‌صورت خالص و به عنوان دارو ـ البته با احتیاط در مصرف آن ـ می‌تواند نابودکننده‌ی سلول‌هاي سرطاني شود. در هر گياهي و هر نوع خوردني طبيعي، تعادل و کنترل مواد نسبت بهم وجود دارد. يعني هنگام خوردن و تجزيه و هضم آن‌ها، روند جذب و دفع در تقابل و تضاد و مکمل هم عمل می‌کند. هضم غذاي خورده شده، بيش از دويدن، دوچرخه سواري و شنا کردن، انرژي مصرف می‌کند. هر چه مصرف انرژي در بدن بيشتر شود، آدمي ‌به دوران پيري نزديکتر می‌شود. هر چـه خوراکی‌ها طبيعی‌ تر، فاقد مواد زائـد باشند، انرژي هضم غذا کمتر می‌شود و کل سيستم بـدن دچار استرش نمی‌گردد. خوراکی‌هاي کنسانتره و يا فشرده شده، انرژي زيادي هنگام سوخت و ساز و جذب غذا مصرف می‌کنند. به‌جز سويا و سبزي، دیگر خوراکي‌ها، فشرده شده نيستند.

برگرفته از کتاب تندرستی خوردنی است